დپرنسس پانیდ
داستان های بچه گانه,معرفی کتاب,عکس های کارتونی,دانستنی های علمی,عکس های بامزه....
کنار گذاشت و خوابید برداشتهاند. زمین پرت کند.این کار را کرد. همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمونها این کار را نکردند!! فکر میکن فقط تو پدربزرگ داری؟؟؟؟! ریچارد باخ جاناتان را در سال ۱۹۷۰ نوشت، داستان مرغ دریایی ای که نمی خواهد مثل بقیه مرغان دریایی زندگی کند، می خواهد تندتر و بالاتر پرواز کند. اما همنوعانش تغییر را دوست ندارند و او را از جمع خود می رانند. اما به راستی، جاناتان تنها مانده است یا مرغانی که او را راندند؟ سرگذشت این مرغ دریایی بلند پرواز، نزدیک چهل سال است که میلیون ها نفر را محسور خود کرده است.

سلام به همگی ![]()
این وبلاگ منه باهمه خوشگلیش 
هر کی از وبلاگم خوشش بیاد نظر لطفشه
هرکی هم که خوشش نمیاد میتونه نیاد اینجا
اگه لوگومو خواستین بگین تا کدشو بدم.
سعی کنین نظرای چرتو پرتی ندین 
دوستون دارم موچ موچ 

کلاهفروشی روزی از جنگلی میگذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاهها را
وقتی بیدار شد، متوجه شد که کلاهها نیست!! بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاهها را
فکر کرد که چگونه کلاهها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمونها همین کار را کردند.
او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمونها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه خود را روی
میمونها هم کلاهها را به طرف زمین پرتکردند و او همه کلاهها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالها بعد، نوه او هم کلاهفروش شد. پدربزرگ این داستان را برای نوهاش تعریف کرد و تأکید کرد که اگر چنین
وضعی برایش پیش آمد، چگونه برخورد کند.....
یک روز که او از همان جنگل گذشت، در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمونها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمونها هم
یکی از میمونها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و سیلی محکمی به او زد و گفت:
پ.ن:شما هم پدربزرگ دارید؟؟؟
معرفی کتاب “جاناتان مرغ دریایی”

ادامـ ــه حرفایِ ما

سلام ![]()
امروز یه کارتون خوشمل باربی گذاشتم.![]()
امیدوارم خوشتون بیاد! ![]()
تو این کارتون باربی برای نجات خانه مد و زیبایی خاله خود نقشه های می کشد![]()
باربی و سگش سکوئین برای دیدن خانه مد و
زیبایی خاله خود به پاریس می روند و از بسته شدن آن ![]()
متعجب می شوند. بعد باربی با سه پری آشنا می شودو فکر هایی به ذهنش میرسد و از
خاله ![]()
خود میخواهد که اجازه دهد ایده خود را عملی کند باربی خیاط خجالتی
را نیز با خود همراه می کند و با ![]()
هم به عملی کردن ایده خود می پردازند و …![]()



پ.ن:پسرای بووووغ! لطفا به من شماره ندید. آخه شما ندیده و نشناخته چجوری عاشقم میشید؟

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود.
آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و ۴ تا خیابون
وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه
تکرارمیکنه اما نتیجه ای نمیگیره.
یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین.
بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون.
یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره.
مرده میپرسه: اون گربه کره خر خونس؟
زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!!!
پ.ن:بچه ها امتحانارو چه جوری دادید؟ تو کامنت ها بهم بگین. 
سلام خوفین دوس جونیام
من که خوف نیستم چون این امتحانات کوفتی شروع شده.gif)
فقط میام و نظرات خوشگلتون رو تایید میکنم .gif)
پس انتظار جواب دادن به اونارو نداشته باشین.gif)
امیدوارم من و شما تو امتحانات موفق باشین.gif)
دوستون دارم موچ موچ![]()

من دارم امشب مي رم، فکر نکنم ديگه همديگر رو ببينيم ![]()
منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدي هام منو ببخش ![]()
از طرف پاييز ! يلدا مبارک

دوس جونیای خودم شب یلداتون مبارک باشه ![]()
امیدوارم جوجه هاتون رو شمرده باشین! ![]()

| Design:♀ali-hadis♂ |







